تبلیغات
۩۞۞ خیال ۞۞۩ - میدانی
تاریخ : شنبه 16 مرداد 1389 | 10:23 ب.ظ | نویسنده : amin ahmadi

تو میدانی

تو آگاهی از این احساس

تو که این درد می بینی

تو می دانی چه می گویم

تو می خوانی نگاهم را

چرا ساکت

به زیر آن درخت سرو تنهایی

گزیدی  جایی

تو می دانی چه آشوبم

جوابم ده که بی تابم

سرم سامان خود را از تو می خواهد

دلم درمان خود را با تو می جوید

چرا با پوس خندی از سر تحقیر

به من گفتی که محکومی به تنهایی

پس آن دستان پر مهرت کجا رفتند؟؟؟؟

چرا با من نمی آیی ؟؟؟؟

چرا با من نمی مانی؟؟؟

؟؟؟؟




طبقه بندی: شعر،

  • تراکتور
  • سماق
  • ضایعات