تبلیغات
۩۞۞ خیال ۞۞۩ - بمان که تنها ترینم
تاریخ : یکشنبه 10 مرداد 1389 | 08:58 ق.ظ | نویسنده : amin ahmadi

میتوانم دست هایم را به تو بسپارم؟؟؟؟؟؟

بی آن که روزی آنها را رها کنی؟

تو که در وجودم خانه گزیدی

تو بگو

آیا آسمان مال من است؟؟؟

آمده ای که بمانی

اما من بی اعتمادم

پس چرا قلب من نمی تپت این بار؟؟

نه،

این تو نیستی که مقصری

مقصر زمانه است،که احساسم را گرفت

تو بگو که چه کنم؟؟؟

اگر آمده ای که بمانی

پس بمان که دست هایم تنهاست

بمان تا دشت آرزوهاهم

جا پای مرا نیز لمس کند

بمان





طبقه بندی: شعر،

  • تراکتور
  • سماق
  • ضایعات